عبد الحسين نوايى

295

رجال كتاب حبيب السير ( فارسى )

شد از خار زار جهان سوى باغى * كه آنجا شكفته است گلزار رحمت چو نازل شد انوار رحمت به روحش * بجو سال فوتش ز « انوار رحمت » و قلم دو زبان در بيان مكارم اخلاق و محاسن آداب و تفصيل اشعار و مؤلفات و تعداد آثار و عمارات آن فرخنده‌صفات ، رسالهء على حده مكارم الاخلاق نام در سلك تحرير كشيده است و آن نسخه در ميان فرق انام اشتهار تمام دارد . ( جزو 3 ، ج 3 ، ص 289 ) در مدت محاصرهء [ بلخ به توسط محمد خان شيبانى در سنهء 909 ] آن مقدار خرابى از سپاه اوزبك در ظاهر آن بلده و توابع روى نمود كه مزيدى بر آن تصور نتوان كرد ، بنابرآن در باب تاريخ آن حادثهء خامهء سخن‌گزار اين قطعه در سلك تحرير آورد : محمد خان چو از آمويه بگذشت * شراب عيش اهل بلخ شد تلخ تمام شهر ويران گشت از جنگ * از آن تاريخ شد : « ويرانى بلخ » ( جزو 3 ، ج 3 ، ص 314 ) . . . وفات قاضى نظام الدين محمد فراهى در ماه محرم سنهء تسعمايه دست داد و راقم حروف را نظم اين رباعى در تاريخ آن واقعه اتفاق افتاد : آن‌كس كه شريعت به نظام از وى شد * از حكم قضا سجل عمرش طى شد از صفحهء دل چو محو شد نام نظام * توضيح پذيرفت كه : « فانى كى شد » ( جزو 3 ، ج 3 ، ص 338 ) تكمله اين قسمت شامل بعضى نكات مربوط به تراجم احوال يك عده از شعرا و فضلا و رجالى است كه ذكر ايشان در خلال وقايع تاريخى در حبيب السير آمده و ما پس از اتمام اين رساله ، تصادفا به آنها برخورده‌ايم براى آنكه اين رساله از آنها نيز خالى نباشد آنها را هم در اينجا با ذكر جزو و صفحهء كتاب به دست مىدهيم .